کودک نان داد !
بدست مهدی روزرخ • ۶ اردیبهشت ۱۳۸۹ • دسته: انسان و جامعه٬ پرونده٬ کاربابا نان داد …. بارها خوانده بود ! شنیده بود . اما نمی فهمید . برای او پدر نان آور خانه نبود ! بر اساس این تعریف ، او خودش را پدر خانواده می دانست ! او خودش را مسئول خوش بخت شدن خانواده
اش می دانست یا بهتر اینکه بگویم ، چاره ای جز این نداشت …. بابا نان نداده بود و حالا او دست به هر کاری می زد که نانی که پدر نتوانست بیاورد را برای شام خواهرانش تهیه کند …. دستانش اما انگار طاقت این همه را نداشتند ! نشسته بود گوشه ای و گریه می کرد …. سنی نداشت آخر ! کودکی بود که بابا شدن برایش بازی نبود و خستگی روی شانه هایش و اشک در چشمان گواه همین حقیقت بود ……
کودکان کار ، معضلی است که پا بر گلوی بسیار از کشورهای جهان گذاشته است و هر کشوری بی توجه به آمارهای کشور خود در این حیطه سعی در بزرگنمایی مشکل در کشور همسایه دارد ! حقیقتی که هیچ کس نمی خواهد به صراحت بپذیرد و انکار را جایگزین هر راهکار دیگری می دانند !
اما با این حقیقت نمی توان مبارزه کرد . به گزارش سازمان جهانی کار بیش از ۲۴۶ میلیون کودک ، جزء این گروه محاسبه می شوند . توجه داشته باشید ! ۲۴۶ میلیون نفر ! در حقیقت ۲۴۶ میلیون نفر کودک هستند که در ثانیه ها و دقیقه هایی که باید به درس و تفریح و شادمانی شان فکر کنند به این فکر می کنند که هر لحظه کابوس گرسنگی را از خودشان دور کنند ! و این خود کابوسی است برای کشورهای در حال پیشرفت ! ۲۴۶ میلیون کودک بین بین ۵ تا ۱۵ سال که با خیلی کودکان دیگر در دوره ی سنی خودشان متفاوتند !
بی شک هر دولتی در هر جغرافیایی در پی این است که بر اساس الگوهای استاندارد شده ی جهانی ، میزان کودکان کار را در کشور خود کاهش دهد . این معظل بر اساس آمار بیشتر در میان کشورهای آسیایی به چشم می خورد که از دلایل شکل گیری چنین معظلی را می توان در : فقر افتصادی ، فرهنگی ، سوء استفاده های گوناگون اخلاقی ، طلاق ، اعتیاد ، بی مسئولیتی رهبران ، نا آگاهی و بسیاری نکات دیگر جستجو نمود .
در حقیقت بحث کودکان کار از قبل از ورود این ترکیب کلامی به قاموس گفتمان عمومی و اجتماعی وجود داشته است اما برای اولین بار ، توسط ” مای هو ” در انگلستان و در سال ۱۸۱۵ مطرح شد و رفته رفته مفهومی دردآور و غم انگیز را به ادبیات جهان اضافه کرد. این اصطلاح از سال ۱۹۷۹ به بعد در آمریکا به صورتی گسترده مورد استفاده قرار گرفت پدیده ای که پیشترها فقط به چشم مردم می آمد ، دیگر نام مشخصی داشت و می شد آنرا شنید !!!
بر اساس تعاریف جهانی ، سن کار برای گروه فعال ، بین ۱۵ تا ۶۵ سال است و وجود افراد شاغل زیر ۱۵ سال ، نشان دهنده ضعف جامعه و مدیریت اقتصادی آن است ! تعدادی که کم نیستند در کشورهای آسیایی . به طور مثال بر اساس آمار یونیسف ، آمار کودکان کار ، در هند نزدیک به ۱۳ میلیون نفر ، در چین حدود ۱۰ میلیون نفر و در تایلند نزدیک به دو میلیون نفر است . کودکانی که با همه ی محدودیت های جسمانی و کم توانی بدنی خود ، بخشی از چرخ اقتصاد را به گردش در می آوردند و عمومن خود در زیر این چرخ ، در ابتدا آرزوها ، اهداف و کم کم خود را قربانی می کنند .
بی شک هیچ دولتی از شندین چنین ضعف بزرگی در سیستم مدیریتی خودش لذت نمی برد ! همه در تلاش برای از بین بردن این معضل هستند ! بعضی کشورها به مبارزه ی ریشه ای با این معضل می پردازند و بعضی به مبارزه ی آماری !
بی شک یکی از راه های ندیدن حقیقت ، بستن چشم است ! اگر چه در اصل و اساس ماجرا و بودن و تلخ بودن آن تاثیری نمی گذارد ! اما می توان با آمار به گونه ای بازی کرد که چشم ها بسته شود و بسیاری از مصایب دیده نشوند ! به عنوان نمونه ، تغییر تعریف گروه فعال در جامعه یکی از همین ابزارهاست ! کشور ما تا قبل از سرشماری سال ۸۵ بر اساس الگوی جهانی کودکان شاغل زیر ۱۵ سال را کودک کار قلمداد می کرد اما بر اساس الگوها و تعاریف ارائه شده برای سرشماری سال ۸۵ ، کودکان تا ۱۰ سالگی اگر شاغل باشند ، کودک کار محسوب نمی شوند ! یعنی سن فعال در تعریف آماری جدید ، گروه سنی بین ۱۰ تا ۶۵ سال است که خب بر اساس الگوی جدید تعداد کودکان کار ( بر اساس الگوی جهانی ) دیگر از این تعریف خارج شده و انگار زندگی کاملن عادی را سپری می کنند ! اما حتا باز هم با این تغییر ، آمار کودکان کار سوگمندانه ، چشمگیر است . آمار رسمی نشان می دهد که ۱۲۷ میلیون کودک در آسیا، ۴۸ میلیون نفر در آفریقا، ۴/۱۷ میلیون در آمریکای لاتین، ۵/۲ میلیون نفر در کشورهای غربی و ۴/۲ میلیون نفر در کشورهای اروپای شرقی کار می کنند. در ایران، اگر بر اطلاعات سازمان مدیریت و برنامه ریزی مبنی براینکه ۱۵ درصد جمعیت کشور زیر خط فقر زندگی می کنند، تکیه کنیم؛ در خواهیم یافت که چه درصد بزرگی از کودکان به دلیل فقر به کار مشغول هستند.
بر اساس آمارها، ۳۸۰ هزار کودک ۱۰ تا ۱۴ ساله در سراسر کشور کار ثابت دارند و حدود ۳۷۰ هزار کودک در همین سن به عنوان کارگر فصلی مشغول به کارند. یعنی بیش از ۷۰۰ هزار کودک رسما کار می کنند.
سازمان بین المللی یونسیف با تلاش های بسیاری سعی در تلطیف کردن اوضاع و شرایط این کودکان دارد ! به عنوان نمونه این سازمان جهانی ، روز ۱۲ ژوئن (مصادف با ۲۲ خرداد ) را به عنوان روز جهانی پیکار علیه کار کودکان معرفی کرده است !
کودکانی که هنوز بر سر حدود سن شان بین ما و جهان اختلاف است !
شاید کودکان ۱۰ تا ۱۵ سال ایرانی آنقدر بزرگ شده اند که می توانند به جای بازی کردن ، نقش نان آور خانواده را داشته باشند ! به جای خواندن بابا نان داد ….. در پی یافتن لقمه ای نان باشند !
کودکان ایرانی !
…………….
طرح گرافیکی : نرگس رحمانی
Popularity: 1% [?]
مهدی روزرخ
فرستادن نامه به این نویسنده | همهی نوشتههای مهدی روزرخ

کجای این شب تیره بیاویزم
قبای ژنده خود را ؟! . . .
کی می شود که کودکان از دست سیاست و مردان سیاست در امان باشند.
هیچکس به اندازه یک کودک رود زندگی را چنان که هست طی العرض نمی کند ، کسی که کودک نیست ، نیست ، زنده نیست و دریغ که کودکی و کودکانمان را به کشتارگاه می فرستیم !
تلاشتان را می ستایم و برای نشریه آگاهانه « سلامتی » و « طول عمر » آرزو دارم .
بی اعتنا به این آمارهایِ رسمی و غیررسمی ، کاردِ به استخوان رسیده را از « دردش » می توان باور کرد !