نشریه علوم انسانی آگاهانه

فلسفه وجودی اینترنت در ایران

بدست امیرفواد رستمی • ۲۷ آذر ۱۳۸۸ • دسته: انسان و جامعه

بیش از یک دهه از  همه گیر شدن آخرین و گسترده ترین اختراع بزرگ و تاریخ ساز بشر در ایران می گذرد.

اختراعی که ابتداً برای مقاصد نظامی و سپس برای مصارف دانشگاهی و در نهایت جهت کاربرد های تجاری و خانگی و همه پسند ارائه شد و ایده ی اصلی سازندگان آن، ارتباط نزدیک تر و راحت تر انسان ها در گوشه و کنار دنیا، تسریع روابط و گسترش شبکه رسانه ای دنیا بود.

کالایی که مانند تمام کالا های وارداتی در ابتدا و تا همین اواخر و حتی گاهی هنوز هم به عنوان محصولی لوکس و گه گاه برای مقاصد متنوع به روز بودن و متمدن بودن، بی هیچ هدفی مورد استفاده قرار می گرفت و می گیرد! بماند که گاهی هم رسالت واقعی خویش را ایفا می کند!

کالایی که مانند تمام کالا های وارداتی دیگر، ابتدا در میان مردم با هر فرهنگ و روش و منشی رواج پیدا می کند و هنوز شیوه ی استفاده ی آن بومی نشده، همه گیر می شود.

سرنوشت بسیار مفصلی بر این محصول طی ده سال اخیر در ایران گذشت. قوانین و تبصره ها و تفاصیر و ضد تبلیغ های بسیاری علیه آن تدوین و تنظیم شد. تا آن جا که اصولا دور از ذهن بود که در رسانه ای دولتی، بتوان مطلبی یا خبری را به نفع آن یا به ترغیب استفاده از آن مشاهده کرد و به جای آن همواره زمینه را برای ترعیب خانواده ها و استفاده کنندگان فراهم می کردند و به هر روشی که متصور بود، در هر جرم و جنایت و کژی و فسادی، بی تردید، پای اینترنت هم در میان بود!

در پای سخنرانی یکی از آقایان به ظاهر دگر اندیش روشنفکر نما که اسم و رسمی هم به مدد تبلیغات گسترده به دست آورده اند، شنیدم که اینترنت را به «دجال زمان» تشبیه فرمودند و اضافه کردند که این، همان است که از آن در احادیث و کتب به «دجال۱» نام برده می شود!

با نگاهی اجمالی بر سرگذشت تصمیمات دولتی و حکومتی برای این کالا در این سال ها، می توان این تصمیمات را به سرفصل های زیر تقسیم بندی کرد:

- نگاه صدا و سیمایی: به عنوان تنها رسانه ی تصویری خصوصی در داخل ایران؛

- نگاه گشت ارشادی: به عنوان وسیله ای راحت الوصول برای ارتباطات نا مشروع مردم؛

- نگاه حراست دانشگاهی: به عنوان وسیله ای برای تماس راحت با جنس مخالف؛

- نگاه ممیزی ارشادی: به عنوان پایگاهی برای مرور تصاویر و فیلم هایی خارج از خطوط قرمز جمهوری اسلامی؛

- نگاه اطلاعاتی: به عنوان مرجعی برای بیان آزاد اندیشه ها، آراء، انتقاد ها و مخالفت ها؛

- نگاه دارایی و اقتصادیی: به عنوان راحت ترین وسیله ارتباط صوتی با خارج از کشور یا ابزاری برای تجارت آزاد، و بازرگانی بین المللی اعم از هرمی یا غیره!

- نگاه سپاه پاسدارانی: به عنوان مرکزی برای مقابله به مثل با دشمنان و مخالفان از طریق پایگاه های خودی، یا حتی برای ردیابی و دست گیری و نابودی ایشان؛

- نگاه فرهنگستان ادبی: به عنوان جایی برای گسترش خلاقیت؛ جایگزین کردن واژه های آشنا و ساده و جا افتاده، با واژه هایی غریب و پیچیده و طولانی!

و به ندرت هم برداشت های مثبت از آن:

- نگاه دولت الکترونیکیی: به عنوان تسهیل کننده امور بانکی و پستی و ثبت نامی و …؛

- و….

این سرفصل ها و بسیاری دیگر را که کند ذهنی نگارنده، مجال ذکر آنان را گرفت، می توان در قوانین تصویب شده برای این محصول، اعمال نفوذ ها، فیلترینگ ها و… به وضوح دید.

هر کدام از این قوانین و تصمیمات، منبعی برای بحث و تحلیل می باشند. اما از جالب ترین تصمیمی که در مورد آن اتخاذ گشته، می توان به ممنوعیت اتصال مشتریان حقیقی به شبکه با سرعتی فراتر از ۱۲۸ کیلو بایت در ثانیه اشاره کرد.

این که اصولا آیا به سرعتی بالاتر از این برای عموم جامعه ایرانی مورد نیاز هست یا خیر، از حوصله ی این نوشته خارج است، اما نوع نگاه مسئولین، قابل بررسی است. این که این تصمیم در کدام یک از سرفصل های بالا می گنجد و اصولا فلسفه وجودی آن چیست؟

برای استفاده ی متنی از اینترنت، وبگردی، چت و … این سرعت به راحتی جوابگو خواهد بود، اما زمانی که پا را فراتر گذاشته و مثلا بحث جا به جایی و اشتراک فایل های چند رسانه ای و تماشای محتوای ویدئویی مطرح باشد، با این سرعت به مشکل بر خواهیم خورد!

در کنار این همه قوانین محدود کننده، قوانین حمایتی برای استفاده کنندگان و حفظ حقوق آن ها واقعا نادر است.

به تجربه ای شخصی رجوع می کنم:

یکی از دوستان، وبگاهی برای فروش محصولاتی از طریق این شبکه ی جهانی پرداخته بود و از این راه امرار معاش می کرد و خرج و برج خود و خانواده اش را به خوبی تامین می کرد. بر اثر اتفاقی، یک سارق اینترنتی، آدرس اینترنتی اش را به سرقت برد و تقاضای مبلغی گزاف در ازای پس دادن آن نمود! بعد از ناکامی از اداره ی آگاهی و دایره ی جنایی و پلیس و … شخصا اقدام به کشف سارق کرد و با روش هایی، حتی نام و نشانی و تلفن او را فهمیدند! آن گاه که به مراجع قضایی برای درخواست حکم دستگیری یا مجازات او مراجعه کرد، سرخورده و ناامید بازگشت، چرا که به گفته ی آن مقام قضایی، هیچ قانون یا تبصره ای برای مجازات اینگونه جرائم تا کنون به تصویب هیچ مرجعی نرسیده است! این اتفاق در سال ۱۳۸۸ رخ داد و طبیعتا تمام کسب و کار و درآمد وی از بین رفت!

امثال این اتفاقات که حق و حقوقی از «مردم» زایل گشته و هیچگاه هم بازنگشته، کم نیست و اصولا چندان هم مهم نیست!

تفکر دیگری که در ایران، در باب استفاده ی از این پدیده وجود دارد، بحث سرهم بندی مشکلات و رفع مسکنی درد است!

مصداق های این موضوع هم کم نیستند!

به عنوان مثال، سیستم بانکداری ایران، از ریشه و ذات کهنه و فرسوده و بی استفاده شده است و مشکلات عمیق و ریشه ای و سیستماتیک در آن کم نیستند. حال به الکترونیکی کردن و بردن این سیستم در محیط ارتباطات مجازی و اینترنتی می پردازیم، به امید آن که این مشکلات را نیز حل کند، غافل از آن که در این محیط مشکلات بسیار بزرگ تر و واضح تر به چشم می آیند و نمود پیدا می کنند.

مثلا بار ها دیده اید که در سیستم سنتی، اگر مشکلی پیش می آمد، منوط به همان باجه یا نهایتا همان شعبه ی بانک می شد، اما حال اگر مشکلی مثلا قطعی ارباط با شبکه بانک داری کشور، پیش بیاید، در بهترین حالت کل آن شعبه، و حتی گاهی کل شهر یا بعضی مواقع حتی کل کشور گریبانگیر آن خواهند بود!

در بعضی از بانک ها که این اتفاق جزء لاینفک یک روز کاری می باشد که در دقایق یا ساعاتی از آن روز، شبکه قطع باشد!

در مثالی دیگر، هنگامی که خواننده ای بسیار محبوب و دوست داشتنی، هنگام برگزاری کنسرتش، صف های طویل و حتی شب نشینی و انتظار های طولانی و بازار سیاه و مافیا و… برای خرید بلیط آن صورت می گیرد، با هزینه ای سنگین اقدام به راه اندازی سامانه اینترنتی فروش بلیط کنسرت می نماید که نه تنها تمام آن مشکلات در جای خود باقی می مانند، بلکه مشکلاتی جدیدی هم به آن اضافه می شوند، اعم از پایین آمدن سایت به علت هجوم مراجعه و اتمام کل بلیط ها در دقایق آغازین شروع فروش و ….

امثال آن را می توان در زمینه های بسیاری، مشاهده کرد که در متن جامعه، مشکلات، ناهنجاری ها و بی فرهنگی ها و فقر ها و بی ادبی های بسیاری موجود می باشد که به علت فشار ها و محدودیت ها، در لایه های زیرین جامعه مخفی شده اند، اما به علت عدم محدودیت در اینترنت و باز بودن فضا، در جامعه های مجازی موجود در اینترنت، به راحتی تمام آن ها قابل مشاهده هستند.

مسئله ی بعدی، ارتباط ما بین انسان هاست که در طی این فرایند مدرنیزاسیون، به چالش کشیده شده است!

ایده ی بررسی آن نیز، طی یک تجربه ی شخصی، خطور کرد!

هنگامی که چند تن از دوستان صمیمی، که در سال های گذشته، به طور متوسط در ماه یکی دو باری یکدیگر را میدیدیم، به علت مشکلات کاری و مسافتی و ترافیکی و روزمره گی هایی از این قبیل، این دیدار ما کمتر و کمتر شد، تا آن جا که محدود به ماهی یک ایمیل یا یک آفلاین شد و اگر گاهی هم بخت و اقبالی یار بود، نهایتا به گفتگوی متنی آن لاینی هم منجر می شد! این شد که تقریبا از حال هم بی خبر بودیم. تا آن که مهاجرت خارجه ی ایشان و بهبود وضعیت فنی مخابرات محدوده ی محل ما، دلیل بر آن شد که هر دویمان دسترسی به اینترنت نسبتا پر سرعت برایمان مقدور شد! این بود که در کمال نا باوری و بعد مسافت قاره ای، نه تنها به قدر سابق از حال هم آگاه بودیم، بلکه به مدد نرم افزار های ارتباطی، به کررات همدیگر را می دیدیم و گفتمان می کردیم و به مسایل و مشکلات هم می پرداختیم و …!

صد البته که این ساده ترین حیطه ی کاربردی اینترنت در استفاده های سرعت بالا می باشد! و در این آخرین و همه گیر ترین و محبوب ترین اختراع بشر، واژه مولتی مدیا (=چند رسانه ای) به حقیقت معنی شده است و استفاده ها و کاربرد ها و ابعاد وجودی آن به قدری زیاد و متنوع و گوناگون می باشند که واقعا به راحتی قابل شمارش و بیان نیستند. اما افسوس که در ایران، هنوز هم تنها به چشم بد بینی و مخرب به آن می نگرند…

پی نوشت:

۱-     دجال، از علائم پیش از ظهور موعود، حضرت مهدی (عج) می باشد و مردی (موجودی) است یک چشم که اندکی شعبده بازی و سحر و چشم بندی می داند. در آخر الزمان اقدام به ترویج فسق و فجور و فساد در جهان می کند و عده ای نیز از وی طبعیت و پیروی می کنند. (امام مهدی (ع) از ولادت تا ظهور، سید محمد کاظم قزوینی، مترجم: دکتر حسین فریدونی، نشر آفاق، ۱۳۷۹)

Popularity: 1% [?]

برچسب‌ها: ٬ ٬ ٬

دیدگاه خود را بیان کنید.