فرصت های برابر
بدست مهمان • ۱۶ آذر ۱۳۸۸ • دسته: آثار ادبی{ محمد رحمانی }
هوای خوشایندی بود. نسیم آرام بعد از باران، دست برگهای زرد شیطان را می گرفت و روی سر زنانی که رفته رفته حیاط مدرسه را ترک می کردند، می نشاند و آنها را به بازی کودکانه خود دعوت می کرد و حس رضایت از کار بزرگی که آن روز در حیاط کوچک مدرسه آغاز کرده بودند را وسعت می بخشید. امیدی که در آن لحظات مخملی، کف دست های انقلابیشان را قلقلک میداد، گره روسری را آزادتر می کرد تا استنشاق هوای تازه ای که وزیدن گرفت بود را ممکن سازد.
در آن سوی حیاط، مقابل میله پرچم، جایی که همیشه سرود خوانده می شد، در سه سمت میز لق فلزی، سه زن به تماشای کار بزرگ ایستاده بودند. روی میز طوماری بود که با کلمات درشت آغاز می شد: ” حضور ریاست کل شورای محترم مدارس ناحیه چست بلاق تپه”. معلم کلاس چهارم با چشمان درخشانی حاکی از رضایت از نثر طومار از روی آن خواند: “با عنایت به مقام والای مادران در انسان سازی و تربیت فرزندان بوم و بر… ” مربی ورزش این را به حساب طعنه گذاشت و ادای پرتاب توپ بسکتبال به سبد را در آورد و گفت:
- از یک لیسانس ادبیات کمتر از این نباید انتظار داشت. وقت مسابقه های دانش آموزی خوب نوشتن بدرد نمی خوره.
معلم چاق کلاس اول دور میز قل خورد و پشت معلم کلاس چهارم درآمد که:
- اینجاش خیلی به جا بود: موکداً شایسته است ترتیبی اتخاذ گردد تا علیرغم سنت نامیمونی که از دیرباز در انجمن اولیائ و مربیان مدارس ناحیه رایج است، از حضور حداقل دو تن از زنان شامل یک نفر از معلمه های منتخبه و یک نفر از مادران محترمه در آن انجمن دفاع گردد.
معلم ورزش برای به رخ کشیدن ورزیدگی اش میز لق را روی دست بلند کرد و گفت:
- خانم ها تعریف از خود تموم شد، باید جمع و جور کنیم. بهر حال توی انجمنی که دورتادورش آقایون گردن کلفت زورگو نشستن، واقعا یک معلم قوی بنیه لازمه که از پسشون بربیاد.
معلم کلاس اول برگه را لای دستهای گوشتالودش مرتب کرد و داد دست معلم کلاس چهارم و خندید که :
- مگه قراره مچ بندازیم.
- امیدوارم شورا با نظر مثبت به قضیه نگاه کنه.
- بنظرتون دو نفر زیاد نیست؟ بهتر نبود درخواست می کردیم همون یک نفر از زنها رو راه بدن؟
- من اکیدا مخالفم آقایون!
مرد جاافتاده ای که از سکته ناقص کج و کولگی اش را با خود این ور و آن ور می برد، با لب یک وری اولین ساز مخالف را نواخت:
- کار مدیریت و تصمیم گیری کاری ابداً مردانه است. ورود زنها به این حیطه برخلاف منطق و شئونات و غیره وذلک است.
احسنت! احسنت اجماع حاضرین در جلسه غیر رسمی غیرعلنی شورای مدارس ناحیه چست بلاق تپه، آرامش نسبی را به هیئت مرتعش دبیر شورا بازگرداند و برای پنهان کردن اشک و احساساتش، سیبی از سینی لبریز از میوه برداشت و ناشیانه مشغول پوست گرفتن شد.
- زمانه بسیار بدی است آقا! خانم های تحصیل کرده امروز خیال می کنن با یک مدرک لیسانس تمام قوانین نوشته و نانوشته دنیا رو می تونن عوض کنن. فکر می کنن تمام عیوب و نقایصشون رو رفع و رجوع کردن و حالا هم داعیه مساوات در همه زمینه ها دارن. نمونه اش همین طومار
- البته ما با مساوات مخالف نیستیم. مشکل اینه که بهرحال خلقت هم در جاهایی قائل به تفاوت هایی هست. متاسفانه رسانه های جمعی در زمینه بالا بردن فرهنگ زنان کوتاهی می کنن.
- بعله! همیشه در سنت ها دلایل محکم و معتبری هست که نباید نادید گرفت. اینکه چرا سنت انجمن به حضور زنها تن نداده هم دلایل مستندی داشته.
- مثلا چه دلایلی؟
- چه عجب آقا! بالاخره جنابعالی هم دست از سر شیرینی ها برداشتین و در اظهارات جمع شرکت فرمودین!
- کار درست رو ایشون می کنن هم خودشون رو با جامعه نسوان رودررو نمی کنن وهم به کار دل می پردازن.
- بعله همیشه دلایل مستندی هست که عقلاء قوم به اون آگاهند. چنین طومارهایی واقعا مایه تاسفه. زنهای ما با سنت ها از در مخالفت دراومدن. این یک اعلام خطر واقعیه. بنده به عنوان آدمی که سی و اندی سال سابقه تاهل دارم، صددرصد موافقم. اونها میخوان همه چیز به نفع خودشون عوض بشه.
- وای به وقتی که پای یک زن به همچین شورایی باز بشه. دیگه نمیشه به تصمیمات متخده امیدوار بود. بنده به عنوان دبیر شورا از همین الان ابراز نگرانی می کنم.
- ولی هنوز که اتفاقی نیفتاده جناب دبیر. اونها که نخواستن عضو شورا بشن آقایون! فقط دونفر در انجمن اولیاء و…
- ای آقا! گاماس گاماس! شما لطفا اون سبیل نداشته تون رو پاک کنید که پر از خامه شیرینی شده.
- ساده اید. امروز می گن دونفر از ما، سال بعد چهارنفر، سال بعد هشت نفر و عاقبت مدعی میشن نصف بیست و پنج عضو باید زن باشن
- البته بیست و پنج نفر رو نمیشه نصف کرد.
- اینهم مشکل بعدی. ملاحظه می کنین. مشکلات پشت سرهم بوجود میان.
- ای برادر باید از آقایون گله مند بود که بجای حضور در مدارس زنهاشون رو برای رتق و فتق امور بچه ها به مدارس می فرستن. چه انتظاری میشه داشت. این مشکل ریشه در خانواده ها داره.
- این کار نه تنها بی احترامی به مقام مادران که اولین قدم انحراف در سنت هاست.
- لابد بار بعد مدعی میشن چرا دبیر یا رئیس شورای عالی مدارس ناحیه زن نیست.
- دقیقا این اتفاقیه که غرب دچارش شده. زنها مثل موریانه در تمام جامعه غربی نفوذ کردن. این طومار یک نمونه از اثرات تهاجم فرهنگیه.
- با این سری که گرفتن، بعید نیست حتی بخوان ریاست محترم تربیت و تعلیم کل ناحیه بصورت دوره ای از بین معلمین زن و مرد انتخاب بشه.
- این دیگه فاجعه اس. رئیس تربیت و تعلیم کل ناحیه تازه منصوب شدن که بسیار هم انسان فهیمی هستن. ما موظفیم با هرگونه کارشکنی در فعالیت های ایشون مقابله کنیم. یکی از اون موزها رو لطفا رد کنین به من دهنم خشک شد.
- البته خیلی از خانم هایی که طومار کذایی رو امضا زدن، از جریانات ضد ساختاریی که پشتش پنهانه مطلع نیستن. مثلا خواهرخانم بنده که رجاء واثق دارم از جوانی و خامی ایشون سوء استفاده شده. ایشون یک معلم ساده کلاس چهارم هستن و بنده نیابتاً امضای ایشون رو پس می گیرم و همین فردا هم ایشون رو برای تعهد کتبی به اداره کل می فرستم.
- بسیار عالی. ولی به عقیده من باید به همه فرصت برابر داده بشه تا دامنشون رو از این جریان کنار بکشن.
- رسالت ما اصلا حساسیت درباره حقوق حقه دیگرانه. من با دادن فرصت برابر برای پس گرفتن امضاء یا اظهار ندامت کاملا موافقم. به اعتقاد بنده در این جریان یک عده معدود، از زنان و بخصوص مادران سوء استفاده کردن.
دبیر شورا که هر لحظه ارتعاش و کج و کولگی اش بهبود پیدا می کرد، به اتفاق آرا مقید شد برای ایجاد فرصت های برابر برای معلمین زن و ایضا مادران والامقام، ذهن امضاکنندگان طومار را از پشت پرده اینگونه جریانات آگاه کند و طی طومار مشابهی با ذکر اعلام عدم موافقت با محتویات ضد ساختارگرایانه نامه عده ای معلوم الحال، سایر افراد نیز امضاء خود را پس بگیرند و البته برای حمایت از زنان اغفال شده و جلوگیری از برخوردهای نادرست برخی افراد تندرو با طومار کذایی مسئله از همین اتاق به بیرون درز نکند. دبیر شورا برای اولین بار نگاهی به اوراق متعدد امضاء شده انداخت و دستی به ریشش کشید و گلایه کرد که:
- بار سنگینی بر دوش من افتاد. علی الظاهرتقریبا نصف شهر امضاء کردن.
Popularity: 1% [?]
مهمان
فرستادن نامه به این نویسنده | همهی نوشتههای مهمان
