دو شعر از « م . پرواز »
بدست مهمان • ۱۶ آذر ۱۳۸۸ • دسته: آثار ادبی۱
و دستانم هدیه ی کوچکی بود
پلی بود بر رودخانه ی طاغیِ زندگی
اما هرگز نشانی از هدایتی در آن نبود
حتی اشارتی به سویی نبود
هدایتی در آن نبود
دستانم تنها هدیه ی کوچکی بود
۲
دشنه و شوکران و گلوله
دوای درد زمین نیست
کین جراحت ناگزیر را مرهمی باید
Popularity: 1% [?]
مهمان
فرستادن نامه به این نویسنده | همهی نوشتههای مهمان
