شعری از سید علی مرتضوی فومنی ( مِه )
بدست علی مرتضوی فومنی • ۲۷ آذر ۱۳۸۸ • دسته: آثار ادبی« فومن »
تباه منم
« خوشامدی » تو را
به شهرِ مجسمه هام ؛
به سردخانه
به « فومن » !
اینجا
گل از بهار می ترسد
دست از سِلاح
اسلحه از دست
شهری که خونَش
بویِ کلوچه هاست
در پیچ و تابِ رَگ
شهری که شُهره اَش
دیوانه است و سگ
و من
هر شب که قلبِ دربه درم را
به کشتارگاهِ تو می برم ،
سگ می شوم
دیوانه می شوم !
Popularity: 1% [?]
علی مرتضوی فومنی
فرستادن نامه به این نویسنده | همهی نوشتههای علی مرتضوی فومنی
