شناسنامه تیرماه
بدست . • ۳۱ تیر ۱۳۸۸ • دسته: روی جلدهمکاران شماره سوم:
——————————-
دکتر مهدی پیروزنیا
وحید شهرستانی
عباس سلیمی آنگیل
مهدی روزرخ
علی مرتضوی فومنی
دکتر ثمانه باقرزاده
محسن وطنی
همکاران شماره سوم:
——————————-
دکتر مهدی پیروزنیا
وحید شهرستانی
عباس سلیمی آنگیل
مهدی روزرخ
علی مرتضوی فومنی
دکتر ثمانه باقرزاده
محسن وطنی

دکتر مهدی پیروزنیا
بر دیـوار طویلـی از جنس زمان که جامعه ی بشری دستاوردهای فرهنگی خود را بر آن می آویزد ، در کنار هزاران اثر دیگر، تابلویی را می توان دید که تصویر غم انگیزی بر آن نقش بسته است .تابلویی که بر گستره ی آن خوشه های ِگندم ِخم شده در برابر باد ِ [...]
عباس سلیمی آنگیل
پیشگفتار
روزی روزگاری مردم مشرق زمین و در مقیاسی کوچکتتر، جهان اسلام و در این میان ایرانیان پی بردند که در نقطهای از دنیا که آنجا را سقلاب و فرنگستان و سرزمینهای ماورای امپراتوری روم و … مینامیدند، دگرگونیهایی روی داده است. به مرور که برتری این کفار در جنگها استمرار یافت و کشتیهایشان [...]
یک داستان از ” ثمانه باقرزاده “
من هر روز صبح به درون کوه هـای سپیـــد می روم و به این تکرار هر روزه عادت نکرده ام . درآغاز چیزی شبیه « تهوّع » در من برانگیخته می شد از این تکرار هر روزه : بوی گوسفند و پِهِنِ گاو می دادم . ولی اکنون دیگر [...]
۱
پرنده ای که
پروازش را دزدیدند
امروز مرد . . .
من یک جنایتکارِ کوچکم
یک شمالیِ شاد
تنها غمِ بزرگم آن مرغابیِ صداست
که بر ایوانِ خانه ام
تکّه تکّه شده

وقتی همه خوابیم فیلمی است درباره استحالهی یک جریان که شروع آن از تک تک گروه فیلم سازی آغاز میشود و تا آنجا پیش میرود که حتی خود اثر را نیز در بر میگیرد.
این استحاله از قدرتی مطلق سرمنشاء میگیرد. قدرتی که در پشت صحنه سینما وارد می شود و افراد را در مقابل ارزشهای خود قرار میدهد تا عیارشان بر تمام اصولشان بچربد و آنان سرافکنده و مایوس با بغضی آشکار به بازی نقش خود برگردند تا که در نهایت زندگی خود را نیز بازی کنند. قدرتی که هم در خود فیلم و هم پشت صنحهی فیلم به وضوح از آن صحبت میشود و بیضایی با نور افکنی روشن، پشت صحنه تاریک را بر ما عیان میکند. این قدرت چنان بر زندگی ما جاری میباشد که محیط امنی باقی نمیماند. حتی به میل آنان از دنیای خصوصی خود نیز محروم میشویم.

مهدی روزرخ
کوچکی حقارت کننده ای دارد نتیجه ی عدالت انسان هایی که از بالا نگاه می کنند ….. عدالت شوخی زننده ای است گاهی