” چالو “
بدست علی مرتضوی فومنی • ۱۲ خرداد ۱۳۸۹ • دسته: آثار ادبی٬ خود فروشی« چالو» نمی توانست نوشته یِ رویِ تخته را بخواند . آقایِ « بختیار» از جلوی تخته کنار رفت . دستهایش را به هم مالید و چند فوتِ محکم به آستینِ کُتش زد . ذرّاتِ ریزِ گچ و غبار به هوا بلند شد و رویِ شیشه یِ عینکش نشست . چالو چشمهایش را مالید و [...]
