شعری ازمجموعه یِ « شاهزاده یِ رویاهایِ خود باش، حتّی اگر کنیزکی بیش نیستی »
بدست دکترثمانه باقرزاده • ۱۶ مرداد ۱۳۸۸ • دسته: آثار ادبی « ثمانه باقرزاده »
دیروز
در آسمانه ی چشم تو
پرنده های بیشماری لانه کرده بودند
آنگاه که می خندیدی
« ثمانه باقرزاده »
دیروز
در آسمانه ی چشم تو
پرنده های بیشماری لانه کرده بودند
آنگاه که می خندیدی
یک داستان از ” ثمانه باقرزاده “
من هر روز صبح به درون کوه هـای سپیـــد می روم و به این تکرار هر روزه عادت نکرده ام . درآغاز چیزی شبیه « تهوّع » در من برانگیخته می شد از این تکرار هر روزه : بوی گوسفند و پِهِنِ گاو می دادم . ولی اکنون دیگر [...]
دکتر ثمانه باقرزاده
از آثار برگزیده هیأت داوران شعر و داستان
برنده لوح تقدیر نخستین جشنواره فرهنگی هنری ایرانیان مقیم امارات عری متحده – اسفند۸۷
http://emirates.icro.ir/?c=newsShow&NewsId=563292&t=4
آسانسورکه در طبقه ی بیست و پنجم می ایستد تقریباً همه غُر می زنند . من طبقه ی سی و چهارم سوار شده ام . تا اینجا بدون استثنا هرطبقه توقّف داشته ایم [...]